سوگند یا وعدهٔ مؤکدی که با تعهد جدی داده میشود
مثالهای طبیعی
Der Zeuge bestätigte seine Aussage unter Schwur.
شاهد اظهاراتش را زیر سوگند تأیید کرد.
Mit einem feierlichen Schwur gelobten die Soldaten ihrem Herrscher Treue.
سربازان با سوگندی رسمی به فرمانروای خود وفاداری قول دادند.
Sein Schwur, nie wieder zu schweigen, prägte sein späteres Engagement.
سوگند او برای اینکه دیگر هرگز سکوت نکند، فعالیتهای بعدیاش را شکل داد.
نکتهٔ کاربردی
جمع Schwur برابر Schwüre و دارای اوملاوت است. برای وعدههای روزمره Versprechen معمولاً خنثیتر و طبیعیتر است.
