معنی ۱neutral · 92%
مربوط به وضعیت عاطفی یا روانی فرد، در برابر وضعیت جسمی
مثالهای طبیعی
Die lange Belastung hatte körperliche und seelische Folgen.
فشار طولانیمدت پیامدهای جسمی و روانی داشت.
Nach dem Ereignis brauchten viele Betroffene seelische Unterstützung.
پس از آن رویداد بسیاری از افراد آسیبدیده به حمایت روانی نیاز داشتند.
Ständiger Konflikt kann seelisch sehr belastend sein.
درگیری دائمی میتواند از نظر روانی بسیار فرساینده باشد.
نکتهٔ کاربردی
seelisch در زبان عمومی برای وضعیت روانی و عاطفی رایج است؛ psychisch اغلب رسمیتر یا تخصصیتر است.
