تمام زندگی خود را وقف شخص، آرمان، حوزه یا هدفی کردن
مثالهای طبیعی
Sie weihte ihr Leben der Erforschung alter Sprachen.
او زندگیاش را وقف پژوهش دربارهٔ زبانهای باستانی کرد.
Er hat sein Leben dem Dienst an seiner Gemeinde geweiht.
او زندگیاش را وقف خدمت به جامعهٔ خود کرده است.
Die Musikerin wollte ihr Leben der Kunst weihen.
آن موسیقیدان میخواست زندگیاش را وقف هنر کند.
نکتهٔ کاربردی
Dativ ضروری است: der Kunst، der Wissenschaft، einem Menschen. عبارت لحن رسمی/ادبی دارد و اغلب در توصیف یک عمر یا در متنهای بزرگداشت به کار میرود.
