محل اقامت یا سکونت فعلی را ترککردن و به جای دیگری رفتن
مثالهای طبیعی
Nach zehn Jahren brach sie in Berlin ihre Zelte ab und zog nach Wien.
بعد از ده سال، بساطش را در برلین جمع کرد و به وین رفت.
Für die neue Stelle brach er seine Zelte im Norden ab.
برای شغل جدید، محل زندگیاش در شمال را ترک کرد.
Nach Projektende brach das Team seine Zelte in Hamburg ab.
پس از پایان پروژه، تیم بساطش را در هامبورگ جمع کرد و رفت.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح نقطهٔ مقابل seine Zelte aufschlagen است. در جملهٔ اصلی، abbrechen جدا میشود: Sie bricht ihre Zelte ab.
