در جایی ساکن یا مستقر شدن، اغلب بهطور موقت
مثالهای طبیعی
Für drei Monate schlug das Filmteam seine Zelte in Leipzig auf.
گروه فیلمبرداری برای سه ماه در لایپزیگ مستقر شد.
Nach dem Studium schlug sie ihre Zelte zunächst in Zürich auf.
بعد از دانشگاه ابتدا در زوریخ ساکن شد.
Die Hilfsorganisation schlug ihre Zelte nahe dem Bahnhof auf.
سازمان امدادی نزدیک ایستگاه مستقر شد.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی، aufschlagen جدا میشود: Sie schlägt ihre Zelte auf. وقتی چادر واقعی در کار نیست، عبارت مجازی است.
