اجازه دادن که نام یا اعتبار شخص برای تأیید یا مشروعیتبخشی به چیزی استفاده شود
مثالهای طبیعی
Die Forscherin wollte ihren Namen nicht für die Werbekampagne hergeben.
پژوهشگر نمیخواست نامش را در اختیار آن کمپین تبلیغاتی بگذارد.
Kein seriöser Experte sollte seinen Namen für solche Behauptungen hergeben.
هیچ کارشناس معتبری نباید اعتبارش را پای چنین ادعاهایی بگذارد.
Mehrere Künstler gaben ihren Namen für die Spendenaktion her.
چند هنرمند نام خود را در حمایت از کارزار جمعآوری کمک در اختیار آن گذاشتند.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت بر حمایت اعتباری تأکید دارد، نه صرفاً گفتن نام. hergeben در جملهٔ اصلی جداشدنی است.
