معنی ۱formal · 82%
در رتبه یا اهمیت پایینتر از موضوع اصلی.
مثالهای طبیعی
Für den Ausschuss ist die Farbe nur sekundär.
برای کمیته، رنگ فقط موضوعی فرعی است.
Die Studie nennt sekundäre Ursachen des Problems.
پژوهش علتهای ثانویهٔ مشکل را نام میبرد.
Bei der Wahl des Anbieters war der Preis für das Team sekundär.
هنگام انتخاب ارائهدهنده، قیمت برای گروه مسئلهای فرعی بود.
نکتهٔ کاربردی
این صفت جایگاه یا اهمیت پایینتر را میرساند و معمولاً درجهپذیر نیست.
درس کوتاه: sekundär
در رتبه یا اهمیت پایینتر از موضوع اصلی. این صفت جایگاه یا اهمیت پایینتر را میرساند و معمولاً درجهپذیر نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «sekundär» مطابقت دارد؟
