خودشناسی واقعبینانه دربارهٔ شخصیت، انگیزهها، تواناییها و محدودیتهای خود
مثالهای طبیعی
Gute Führung setzt ein hohes Maß an Selbsterkenntnis voraus.
رهبری خوب به میزان بالایی از خودشناسی نیاز دارد.
Die Gespräche führten bei ihm zu mehr Selbsterkenntnis.
گفتوگوها باعث شد شناخت بیشتری از خودش پیدا کند.
Selbsterkenntnis half ihr, die eigenen Grenzen früher zu erkennen.
خودشناسی به او کمک کرد محدودیتهایش را زودتر تشخیص دهد.
نکتهٔ کاربردی
Selbsterkenntnis معمولاً غیرقابلشمارش است و در بافتهای تأملی، فلسفی، روانشناختی یا مدیریتی زیاد دیده میشود.
