در معرض خطر خودکشی دانستهشده و نیازمند ارزیابی و حمایت.
مثالهای طبیعی
Die Fachkräfte prüften behutsam, ob der Jugendliche selbstmordgefährdet war.
متخصصان با احتیاط بررسی کردند که آیا نوجوان در معرض خطر خودکشی بود یا نه.
Die Klinik bot selbstmordgefährdeten Menschen eine unmittelbare Anlaufstelle an.
درمانگاه برای افراد در معرض خطر خودکشی امکان مراجعهٔ فوری فراهم کرد.
Sie bat um Hilfe, als sie befürchtete, ihr Freund könnte selbstmordgefährdet sein.
وقتی نگران شد دوستش ممکن است در معرض خطر خودکشی باشد، درخواست کمک کرد.
نکتهٔ کاربردی
با «sein» یا پیش از اسم میآید؛ باید از داوری و برچسبزدن پرهیز کرد.
