معنی ۱neutral · 88%
گزینشی؛ محدود به عناصر انتخابشده و نه فراگیر
مثالهای طبیعی
Menschen erinnern sich häufig selektiv an frühere Konflikte.
آدمها اغلب درگیریهای گذشته را گزینشی به یاد میآورند.
Die Förderung soll selektiv dort ansetzen, wo der Bedarf am größten ist.
حمایت باید بهصورت هدفمند و گزینشی در جایی متمرکز شود که نیاز بیشتر است.
Der Bericht wurde wegen seiner selektiven Darstellung kritisiert.
گزارش بهدلیل ارائهٔ گزینشی اطلاعات مورد انتقاد قرار گرفت.
نکتهٔ کاربردی
selektiv وقتی هدفگیری عمدی است میتواند خنثی باشد، اما اگر حذف یا سوگیری را القا کند بار انتقادی میگیرد.
