معنی ۱neutral · 88%
آدم عجیب و غریب
مثالهای طبیعی
Der neue Nachbar ist ein seltsamer Heiliger, aber durchaus freundlich.
همسایهٔ جدید آدم عجیبی است، ولی کاملاً دوستانه رفتار میکند.
Manche halten den Berater für einen seltsamen Heiligen.
بعضیها آن مشاور را آدم عجیبی میدانند.
Im Dorf kannte jeder den alten Mann als seltsamen Heiligen.
در روستا همه آن پیرمرد را بهعنوان آدمی عجیب میشناختند.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت اصطلاحی است. Heiliger در اینجا واقعاً «قدیس» معنی نمیدهد؛ کل عبارت کسی را عجیب توصیف میکند. بهتر است با احتیاط به کار رود چون میتواند تحقیرآمیز باشد.
