حساسیت و درک ظریف نسبت به احساسات، نیازها یا مسائل
مثالهای طبیعی
Die Managerin zeigte große Sensibilität im Umgang mit dem Konflikt.
مدیر در برخورد با این تعارض حساسیت و ظرافت زیادی نشان داد.
Bei diesem Thema ist besondere Sensibilität in der Wortwahl nötig.
در این موضوع انتخاب واژهها به حساسیت ویژهای نیاز دارد.
Interkulturelle Sensibilität lässt sich durch Erfahrung entwickeln.
حساسیت بینفرهنگی را میتوان از طریق تجربه پرورش داد.
نکتهٔ کاربردی
در بسیاری از بافتها Sensibilität بار مثبت دارد و به درک ظریف و ملاحظهکارانه اشاره میکند. بسته به بافت میتواند به حساسیت جسمی یا فنی هم اشاره کند.
