معنی ۱neutral · 88%
اعتبار، قابلاعتمادبودن و حرفهایبودن
مثالهای طبیعی
Die Seriosität des Anbieters lässt sich anhand unabhängiger Quellen prüfen.
اعتبار ارائهدهنده را میتوان با منابع مستقل بررسی کرد.
Seine ruhige Art verlieh dem Auftritt zusätzliche Seriosität.
رفتار آرام او به حضورش اعتبار بیشتری داد.
Mehrere Fehler haben die Seriosität des Magazins beschädigt.
چند خطا به اعتبار مجله لطمه زده است.
نکتهٔ کاربردی
Seriosität صرفاً به معنی شوخینکردن نیست؛ به اعتبار، اعتمادپذیری و رفتار حرفهای و محترمانه مربوط میشود.
