معنی ۱neutral · 82%
غذا یا نوشیدنی را به میز آوردن و برای خوردن یا نوشیدن ارائه کردن.
مثالهای طبیعی
Der Kellner serviert den Gästen frischen Tee.
گارسون برای مهمانها چای تازه سرو میکند.
Meine Tante servierte die Suppe in kleinen Schalen.
خالهام سوپ را در کاسههای کوچک سرو کرد.
Wir servieren den Nachtisch nach dem Kaffee.
دسر را بعد از قهوه سرو میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده است و با haben میآید: hat serviert. اغلب غذا مفعول آکوزاتیو و مهمانان داتیو هستند.
درس کوتاه: servieren
غذا یا نوشیدنی را به میز آوردن و برای خوردن یا نوشیدن ارائه کردن. این فعل باقاعده است و با haben میآید: hat serviert. اغلب غذا مفعول آکوزاتیو و مهمانان داتیو هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «servieren» مطابقت دارد؟
