معنی ۱neutral · 82%
نفسی بلند و شنیدنی بیرون دادن که اغلب احساسی را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Nach dem langen Anruf seufzte er erleichtert.
پس از تماس طولانی، او با آسودگی آهی کشید.
Sie seufzte über die schlechte Nachricht.
او از خبر بد آه کشید.
Vor der Prüfung seufzte der Schüler nervös.
دانشآموز پیش از امتحان با اضطراب آه کشید.
نکتهٔ کاربردی
زمان کامل آن با haben ساخته میشود: hat geseufzt. اغلب با حرف اضافهٔ über، vor یا wegen میآید.
درس کوتاه: seufzen
نفسی بلند و شنیدنی بیرون دادن که اغلب احساسی را نشان میدهد. زمان کامل آن با haben ساخته میشود: hat geseufzt. اغلب با حرف اضافهٔ über، vor یا wegen میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «seufzen» مطابقت دارد؟
