معنی ۱neutral; borrowed word · 82%
اجرای سرگرمکننده، اغلب همراه با موسیقی، رقص یا برنامههای دیگر.
مثالهای طبیعی
Die Band spielt heute Abend in einer großen Show.
گروه امشب در یک شوی بزرگ اجرا میکند.
Die neue Show verbindet Musik und Tanz.
نمایش تازه موسیقی و رقص را ترکیب میکند.
Für die Kindersendung suchen wir eine kurze Show.
برای برنامهٔ کودک بهدنبال یک نمایش کوتاه هستیم.
نکتهٔ کاربردی
Show مؤنث است و جمع آن Shows است. در این معنا معمولاً به برنامهٔ سرگرمی ازپیشطراحیشده گفته میشود.
درس کوتاه: Show
اجرای سرگرمکننده، اغلب همراه با موسیقی، رقص یا برنامههای دیگر. Show مؤنث است و جمع آن Shows است. در این معنا معمولاً به برنامهٔ سرگرمی ازپیشطراحیشده گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Show» مطابقت دارد؟
