با کار یا تلاش شدید خود را فرسوده کردن
مثالهای طبیعی
Du musst dich nicht für jedes Detail völlig abarbeiten.
لازم نیست برای هر جزئیاتی خودت را کاملاً فرسوده کنی.
Das Team hat sich an den ständigen Änderungen abgearbeitet.
تیم درگیر تغییرات پیدرپی شد و خودش را فرسوده کرد.
Die Opposition arbeitet sich seit Monaten an diesem Thema ab.
اپوزیسیون ماههاست خودش را بر سر این موضوع فرسوده میکند.
نکتهٔ کاربردی
فعل بازتابی و جداشدنی است. در الگوی رایج sich an etwas abarbeiten، حرف اضافهٔ an با Dativ میآید چون موضوع درگیری را نشان میدهد، نه جهت حرکت.
