با واقعیتی ناخوشایند کنار آمدن و آن را با اکراه پذیرفتن
مثالهای طبیعی
Sie wollte sich mit der schlechten Planung nicht abfinden.
او نمیخواست با برنامهریزی ضعیف کنار بیاید.
Er musste sich damit abfinden, länger auf Hilfe angewiesen zu sein.
او مجبور شد بپذیرد که مدت بیشتری به کمک نیاز خواهد داشت.
Wir fanden uns schließlich mit der Verspätung ab.
در نهایت با تأخیر کنار آمدیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل پذیرش با اکراه را میرساند، نه تأیید مشتاقانه. mit با Dativ میآید و abfinden در جملهٔ اصلی جداشدنی است.
