معنی ۱neutral · 88%
کمکم آشکار یا قابل حدس شدن
مثالهای طبیعی
Eine leichte Erholung deutet sich am Arbeitsmarkt an.
نشانههای یک بهبود خفیف در بازار کار دیده میشود.
Nach langen Gesprächen deutet sich ein Kompromiss an.
پس از گفتوگوهای طولانی، نشانههای یک مصالحه دیده میشود.
Am Horizont deutete sich bereits ein Wetterumschwung an.
در افق از قبل نشانههای تغییر هوا دیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
این ساخت معمولاً فاعل ارادی ندارد، بنابراین شکل امری بهطور طبیعی به کار نمیرود. در جملهٔ اصلی، پیشوند an در پایان میآید.
