بهطور عملگرایانه با یک وضعیت کنار آمدن
مثالهای طبیعی
Wir mussten uns mit dem kleineren Budget arrangieren.
مجبور شدیم با بودجهٔ کمتر کنار بیاییم.
Nach einigen Wochen hatten sich beide mit der neuen Wohnsituation arrangiert.
بعد از چند هفته هر دو با شرایط جدید زندگی کنار آمده بودند.
Das Team arrangierte sich so, dass immer jemand erreichbar war.
تیم طوری خودش را هماهنگ کرد که همیشه کسی در دسترس باشد.
نکتهٔ کاربردی
sich arrangieren اغلب سازش عملی را میرساند. به sich abfinden نزدیک است، اما میتواند فعالانهتر و راهحلمحورتر باشد.
