در عمل کارآمدی یا شایستگی خود را ثابت کردن
مثالهای طبیعی
Die neue Leiterin bewährte sich bereits in der ersten Krise.
مدیر جدید همان بحران اول شایستگی خود را ثابت کرد.
Das Verfahren hat sich unter hoher Belastung bewährt.
این روش زیر بار سنگین کارآمدی خود را ثابت کرده است.
Er muss sich noch als Teamleiter bewähren.
او هنوز باید تواناییاش را بهعنوان سرپرست تیم ثابت کند.
نکتهٔ کاربردی
برای موقعیت، in + Dativ رایج است. als نقش یا جایگاهی را معرفی میکند که فرد یا چیز در آن خود را ثابت میکند.
