از مسئولیت یا زحمت شانه خالی کردن
مثالهای طبیعی
Du kannst dir bei dieser Aufgabe keinen schlanken Fuß machen.
در این کار نمیتوانی از زیر مسئولیتت در بروی.
Die Regierung darf sich bei der Finanzierung keinen schlanken Fuß machen.
دولت نباید در تأمین مالی از مسئولیت شانه خالی کند.
Er machte sich einen schlanken Fuß und überließ die schwierigen Punkte dem Team.
او از زیر کار در رفت و بخشهای سخت را به تیم واگذار کرد.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح بهویژه در شکل منفی keinen schlanken Fuß machen رایج است، وقتی به فرد یا نهادی گفته میشود از مسئولیت فرار نکند. ضمیر بازتابی Dativ است.
