sich in den Dienst stellen
B2فعلزندگی کردن، زندگی ساختن، زندگانی کردن
JadoLearn Dictionary
sich in den Dienst stellen یعنی زندگی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زندگی کردن، زندگی ساختن، زندگانی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
تندیدن، زندگی کردن، زندگی ساختن
بمنزله، بمثابه، مطابق
زندگی کردن، زندگی ساختن، زندگانی کردن
زندگی کردن، زندگی ساختن، زندگانی کردن
زندگی کردن، زندگی ساختن، زندگانی کردن
زندگی کردن، زندگی ساختن، زندگانی کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.