معنی ۱neutral · 88%
خویشتنداری کردن و از افراط کاستن
مثالهای طبیعی
Der Vorsitzende bat beide Seiten, sich im Ton zu mäßigen.
رئیس جلسه از هر دو طرف خواست در لحن خود خویشتندارتر باشند.
Nach der Diagnose mäßigte er sich beim Alkoholkonsum deutlich.
پس از تشخیص، او مصرف الکلش را بهطور محسوسی کاهش داد.
Wer ernst genommen werden will, sollte sich mit pauschalen Vorwürfen mäßigen.
کسی که میخواهد جدی گرفته شود، باید در اتهامهای کلی خویشتنداری کند.
نکتهٔ کاربردی
شکل بازتابی بر مهار خود تأکید دارد؛ mäßigen بدون sich میتواند به کاهش شدت چیز دیگری اشاره کند.
