معنی ۱formal · 87%
با جدیت و پیگیری تلاش کردن
مثالهای طبیعی
Die Forschenden mühten sich jahrelang um eine belastbare Erklärung.
پژوهشگران سالها برای یافتن توضیحی قابل اتکا تلاش کردند.
Er mühte sich, seine Kritik möglichst sachlich zu formulieren.
او تلاش میکرد انتقادش را تا حد ممکن عینی بیان کند.
Sie mühte sich geduldig um die verunsicherten Angehörigen.
او با حوصله برای رسیدگی به بستگان نگران تلاش میکرد.
نکتهٔ کاربردی
متممهای رایج آن um + Akkusativ و جملهٔ مصدر با zu هستند.
