معنی ۱neutral · 90%
برای اطمینان یافتن چیزی را بررسی یا تأیید کردن
مثالهای طبیعی
Vergewissere dich, dass du deinen Ausweis dabeihast.
مطمئن شو کارت شناساییات همراهت است.
Die Technikerin vergewisserte sich, ob die Anlage vollständig abgeschaltet war.
تکنسین بررسی کرد که آیا سامانه کاملاً خاموش شده است یا نه.
Der Prüfer vergewisserte sich der Echtheit des Dokuments.
بازرس از اصالت سند اطمینان حاصل کرد.
نکتهٔ کاربردی
ساخت Genitiv رسمی است و در گفتار روزمره از جملههای dass یا ob کمکاربردتر است.
