معنی ۱neutral · 90%
شدیدتر یا حادتر شدن
مثالهای طبیعی
Die Versorgungskrise hat sich innerhalb weniger Wochen deutlich verschärft.
بحران تأمین ظرف چند هفته بهوضوح تشدید شد.
Nach dem Vorfall verschärfte sich der Konflikt zwischen den beiden Gruppen.
پس از حادثه، درگیری میان دو گروه شدیدتر شد.
Mit neuen Anbietern verschärft sich der Wettbewerb auf dem Markt.
با ورود عرضهکنندگان جدید، رقابت در بازار شدیدتر میشود.
نکتهٔ کاربردی
شکل بازتابی لازم است و خود وضعیت شدیدتر میشود؛ بدون sich، verschärfen میتواند متعدی باشد.
