معنی ۱neutral · 90%
از نظر ذهنی یا توجهی عمیقاً در چیزی غرق شدن
مثالهای طبیعی
Sie versenkte sich stundenlang in die alten Briefe.
او ساعتها در نامههای قدیمی غرق شد.
Der Restaurator versenkte sich völlig in seine filigrane Arbeit.
مرمتگر کاملاً در کار ظریفش غرق شد.
Nach dem Gespräch versenkte er sich schweigend in seine Gedanken.
پس از گفتوگو، ساکت در افکارش فرو رفت.
نکتهٔ کاربردی
معنای بازتابی استعاری است و با versenken متعدی که میتواند به غرقکردن چیزی اشاره کند فرق دارد.
