اطمینان حاصل کردن یا تضمین کردن اینکه چیزی رخ میدهد، وجود دارد یا درست کار میکند
مثالهای طبیعی
Wir müssen sicherstellen, dass alle Daten regelmäßig gesichert werden.
باید مطمئن شویم همهٔ دادهها مرتب پشتیبانگیری میشوند.
Das Team stellt die sichere Anreise der Gäste sicher.
تیم رسیدن ایمن مهمانان را تضمین میکند.
Diese Prüfung soll die Qualität der Ergebnisse sicherstellen.
این بررسی برای تضمین کیفیت نتایج انجام میشود.
نکتهٔ کاربردی
با جملهٔ وابسته از sicherstellen mit einem dass-Satz و با اسم از مفعول مستقیم Akkusativ استفاده میشود.
