وسیلهای که هنگام اضافهبار یا اتصال کوتاه مدار برق را قطع میکند.
مثالهای طبیعی
Die Sicherung ist durchgebrannt, deshalb ist das Licht aus.
فیوز سوخت، برای همین چراغها خاموشاند.
Bitte schalte den Strom aus, bevor du die Sicherung wechselst.
لطفاً پیش از عوضکردن فیوز برق را قطع کن.
Der Techniker prüft jede Sicherung im Sicherungskasten.
تکنسین همهٔ فیوزهای جعبهفیوز را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Sicherung مؤنث است. در برق به معنی فیوز است؛ در بافتهای دیگر میتواند به معنی حفاظت یا ایمنسازی باشد.
درس کوتاه: Sicherung
وسیلهای که هنگام اضافهبار یا اتصال کوتاه مدار برق را قطع میکند. Sicherung مؤنث است. در برق به معنی فیوز است؛ در بافتهای دیگر میتواند به معنی حفاظت یا ایمنسازی باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Sicherung» مطابقت دارد؟
