معنی ۱neutral · 88%
برندهٔ مذکر؛ شخص یا تیمی که در رقابت پیروز میشود
مثالهای طبیعی
Der Sieger des Wettbewerbs erhält ein Stipendium.
برندهٔ مسابقه یک بورسیه دریافت میکند.
Nach dem letzten Lauf stand die Siegerin eindeutig fest.
پس از مسابقهٔ آخر، برندهٔ زن بهطور مشخص معلوم شد.
Der Sieger wird bei der Abschlussfeier bekannt gegeben.
برنده در مراسم پایانی اعلام خواهد شد.
نکتهٔ کاربردی
برای برندهٔ مرد یا تیمی که از نظر دستوری مذکر بیان میشود der Sieger میآید. برای زن برنده از die Siegerin استفاده میشود.

