معنی ۱neutral · 88%
نشانه، صدا، نور یا علامت الکترونیکی که اطلاعات یا فرمانی را منتقل میکند
مثالهای طبیعی
Das rote Signal zeigt an, dass der Zug noch warten muss.
علامت قرمز نشان میدهد قطار هنوز باید منتظر بماند.
Im Keller ist das Mobilfunksignal sehr schwach.
سیگنال موبایل در زیرزمین بسیار ضعیف است.
Auf mein Signal beginnt die Gruppe mit der Übung.
با علامت من، گروه تمرین را شروع میکند.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج ein Signal geben، ein Signal empfangen و ein starkes/schwaches Signal هستند.

