معنی ۱neutral; literary in color descriptions · 82%
نقرهایرنگ یا درخشان و روشن مانند نقره.
مثالهای طبیعی
Sie trägt einen Ring von ihrer Großmutter, der silbern schimmert.
او انگشتری از مادربزرگش به دست دارد که نقرهای میدرخشد.
Im Mondlicht glänzte der See silbern.
دریاچه در نور ماه نقرهای میدرخشید.
Die Tasse hat einen silbern glänzenden Rand.
لبهٔ فنجان درخششی نقرهای دارد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، silbern رنگ یا درخششی مانند نقره را توصیف میکند؛ برای جنس نقره میگویند aus Silber.
درس کوتاه: silbern
نقرهایرنگ یا درخشان و روشن مانند نقره. در این معنی، silbern رنگ یا درخششی مانند نقره را توصیف میکند؛ برای جنس نقره میگویند aus Silber.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «silbern» مطابقت دارد؟
