در حال کاهش از نظر مقدار، تعداد، سطح، نرخ یا شدت
مثالهای طبیعی
Sinkende Preise entlasten viele Haushalte.
قیمتهای رو به کاهش فشار را از بسیاری از خانوارها کم میکنند.
Die Studie zeigt seit Monaten sinkende Teilnehmerzahlen.
پژوهش چند ماه است کاهش تعداد شرکتکنندگان را نشان میدهد.
Bei sinkender Nachfrage muss die Produktion angepasst werden.
با کاهش تقاضا باید تولید تنظیم شود.
نکتهٔ کاربردی
این صفتِ participle در گزارشها و توصیف دادهها بسیار رایج است و اغلب در برابر steigend میآید.
