معنی ۱neutral; technical in measurement contexts · 82%
تقسیمبندی دارای نشانه یا دنبالهای درجهبندیشده از مقدارها یا پدیدهها.
مثالهای طبیعی
Lies den Wert auf der Skala des Thermometers ab.
مقدار را از روی مقیاس دماسنج بخوان.
Die Umfrage nutzt eine Skala von eins bis fünf.
نظرسنجی از مقیاس یک تا پنج استفاده میکند.
Auf der Skala der Farben steht Blau neben Grün.
در مقیاس رنگها، آبی کنار سبز قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
Skala مؤنث است. جمع رایج آن Skalen است؛ Duden شکل کمکاربردتر Skalas را هم ثبت میکند.
درس کوتاه: Skala
تقسیمبندی دارای نشانه یا دنبالهای درجهبندیشده از مقدارها یا پدیدهها. Skala مؤنث است. جمع رایج آن Skalen است؛ Duden شکل کمکاربردتر Skalas را هم ثبت میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Skala» مطابقت دارد؟
