معنی ۱neutral · 82%
رویدادی که موجب خشم یا اعتراض و توجه گستردهٔ عمومی شود.
مثالهای طبیعی
Der Bericht deckte einen Skandal in der Behörde auf.
گزارش یک رسوایی را در اداره افشا کرد.
Der Minister trat nach dem Skandal zurück.
وزیر پس از رسوایی استعفا داد.
Die Zeitung berichtete ausführlich über den Skandal.
روزنامه بهتفصیل دربارهٔ رسوایی گزارش داد.
نکتهٔ کاربردی
Skandal مذکر است و جمع آن Skandale است. با فعلهایی مانند auslösen و aufdecken رایج است.
درس کوتاه: Skandal
رویدادی که موجب خشم یا اعتراض و توجه گستردهٔ عمومی شود. Skandal مذکر است و جمع آن Skandale است. با فعلهایی مانند auslösen و aufdecken رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Skandal» مطابقت دارد؟
