معنی ۱neutral · 82%
مایل به شککردن یا مبتنی بر تردید.
مثالهای طبیعی
Ich bin skeptisch, ob der Zug pünktlich ankommt.
تردید دارم که قطار بهموقع برسد.
Die Ärztin bleibt gegenüber dem neuen Mittel skeptisch.
پزشک نسبت به درمان تازه همچنان تردید دارد.
Sein skeptischer Blick zeigte, dass er noch Fragen hatte.
نگاه شکاکانهاش نشان میداد هنوز پرسشهایی دارد.
نکتهٔ کاربردی
میتواند با gegenüber و حالت داتیو یا با جملهای دارای ob بیاید.
درس کوتاه: skeptisch
مایل به شککردن یا مبتنی بر تردید. میتواند با gegenüber و حالت داتیو یا با جملهای دارای ob بیاید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «skeptisch» مطابقت دارد؟
