چیزی را با خطهای کم و بدون پرداختن به جزئیات بهطور کلی ترسیمکردن.
مثالهای طبیعی
Die Architektin skizziert den neuen Platz auf Papier.
معمار میدان تازه را روی کاغذ طرح میزند.
Kannst du den Grundriss auf dem Blatt skizzieren?
میتوانی نقشهٔ کلی اتاقها را روی برگه ترسیم کنی؟
Die Designerin skizzierte eine neue Flasche für das Verpackungsteam.
طراح برای گروه بستهبندی طرح اولیهٔ بطری تازهای را کشید.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده است و با haben میآید؛ در این کاربرد به ترسیم اولیه و ساده اشاره دارد.
درس کوتاه: skizzieren
چیزی را با خطهای کم و بدون پرداختن به جزئیات بهطور کلی ترسیمکردن. این فعل باقاعده است و با haben میآید؛ در این کاربرد به ترسیم اولیه و ساده اشاره دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «skizzieren» مطابقت دارد؟
