معنی ۱neutral · 88%
بهطوریکه؛ برای معرفی پیامد یا نتیجهٔ گفتهٔ پیشین
مثالهای طبیعی
Es schneit stark, sodass mehrere Straßen gesperrt sind.
برف شدیدی میبارد، بهطوریکه چند جاده بسته شدهاند.
Sie erklärt den Ablauf langsam, sodass alle folgen können.
او روند را آهسته توضیح میدهد، بهطوریکه همه میتوانند دنبال کنند.
Die Brücke ist gesperrt, sodass wir einen Umweg fahren müssen.
پل بسته است، بنابراین مجبوریم مسیر دیگری برویم.
نکتهٔ کاربردی
sodass جملهٔ نتیجه میسازد و فعل صرفشده در پایان میآید. برای هدف («تا اینکه/برای اینکه») معمولاً damit مناسبتر است.
