معنی ۱formal; somewhat elevated · 82%
بدون تأخیر زمانی؛ فوراً.
مثالهای طبیعی
Bitte nehmen Sie sogleich im Wartezimmer Platz.
لطفاً فوراً در اتاق انتظار بنشینید.
Nach dem Alarm verließen alle sogleich das Gebäude.
پس از هشدار، همه بیدرنگ ساختمان را ترک کردند.
Der Techniker wird sich sogleich um das Problem kümmern.
تکنسین فوراً به مشکل رسیدگی خواهد کرد.
نکتهٔ کاربردی
از sofort رسمیتر است و اغلب در دستورالعمل یا روایت میآید.
درس کوتاه: sogleich
بدون تأخیر زمانی؛ فوراً. از sofort رسمیتر است و اغلب در دستورالعمل یا روایت میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «sogleich» مطابقت دارد؟
