معنی ۱neutral · 88%
عضوی از نیروهای مسلح، بهویژه فردی که در ارتش خدمت میکند
مثالهای طبیعی
Der Soldat nimmt an einer Übung teil.
سرباز در یک تمرین نظامی شرکت میکند.
Er war mehrere Jahre Soldat.
او چند سال سرباز بود.
Die Soldaten kehren am Abend in die Kaserne zurück.
سربازان عصر به پادگان برمیگردند.
نکتهٔ کاربردی
چون Soldat اسم مذکرِ ضعیف است، در بیشتر حالتهای مفرد بهجز فاعلی شکل Soldaten میآید.

