پایبندی و همراهی بر پایهٔ دیدگاهها و هدفهای مشترک؛ پشتیبانی از یکدیگر.
مثالهای طبیعی
Die Nachbarn zeigten Solidarität und halfen beim Wiederaufbau.
همسایهها همبستگی نشان دادند و در بازسازی کمک کردند.
Die Gewerkschaft bekundete Solidarität mit den Beschäftigten.
اتحادیه با کارکنان اعلام همبستگی کرد.
In schwierigen Zeiten ist Solidarität besonders wichtig.
در زمانهای دشوار همبستگی اهمیت ویژهای دارد.
نکتهٔ کاربردی
Solidarität مؤنث است و اغلب مفرد میآید؛ با zeigen یا bekunden رایج است.
درس کوتاه: Solidarität
پایبندی و همراهی بر پایهٔ دیدگاهها و هدفهای مشترک؛ پشتیبانی از یکدیگر. Solidarität مؤنث است و اغلب مفرد میآید؛ با zeigen یا bekunden رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Solidarität» مطابقت دارد؟
