استحکام و اطمینانپذیریِ حاصل از کیفیت یا رفتار سنجیده و پایدار.
مثالهای طبیعی
Die Solidität der alten Brücke zeigte sich nach Jahrzehnten intensiver Nutzung.
استحکام پل قدیمی پس از دههها استفادهٔ سنگین آشکار شد.
Käufer schätzten die Solidität der Möbel mehr als ihr auffälliges Design.
خریداران استحکام ساخت مبلمان را بیش از طراحی پرزرقوبرقش ارزشمند میدانستند.
Ihre ruhige Argumentation verlieh dem Vorschlag eine überzeugende Solidität.
استدلال آرام و سنجیدهاش به پیشنهاد استحکامی قانعکننده بخشید.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با مضافالیه میآید؛ «Solidität» فقط سنگینبودن جسم نیست.
