معنی ۱neutral · 88%
احساس نگرانی یا دلواپسی دربارهٔ فرد، وضعیت یا مشکلی احتمالی
مثالهای طبیعی
Ich mache mir Sorgen um meinen Vater.
نگران پدرم هستم.
Die steigenden Kosten bereiten uns große Sorge.
افزایش هزینهها نگرانی زیادی برای ما ایجاد کرده است.
Keine Sorge, wir finden eine Lösung.
نگران نباش، راهحلی پیدا میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
Keine Sorge عبارت رایجی برای آرامکردن طرف مقابل است. برای نگرانی شخصی نیز sich Sorgen um jemanden/etwas machen بسیار رایج است.

