معنی ۱neutral; elevated · 82%
بهسبب توانایی خود در رفتار و عمل مطمئن و مسلط.
مثالهای طبیعی
Sie beantwortete die schwierige Frage souverän.
او به پرسش دشوار با تسلط پاسخ داد.
Der Kapitän meisterte die Krise souverän.
ناخدا بحران را با تسلط مدیریت کرد.
Trotz der Panne blieb er souverän.
با وجود اختلال، او خونسرد و مسلط ماند.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف کشور میتواند «دارای حاکمیت» باشد؛ این مدخل بر رفتار مسلط تمرکز دارد.
درس کوتاه: souverän
بهسبب توانایی خود در رفتار و عمل مطمئن و مسلط. در توصیف کشور میتواند «دارای حاکمیت» باشد؛ این مدخل بر رفتار مسلط تمرکز دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «souverän» مطابقت دارد؟
