معنی ۱neutral · 88%
بههرحال؛ در هر صورت و مستقل از عامل دیگری
مثالهای طبیعی
Ich muss sowieso in die Stadt, also kann ich das Paket mitnehmen.
من بههرحال باید به شهر بروم، پس میتوانم بسته را هم با خودم ببرم.
Wir müssen uns nicht beeilen; wir sind sowieso zu früh.
لازم نیست عجله کنیم؛ بههرحال زود رسیدهایم.
Du musst mich nicht abholen, ich fahre sowieso mit dem Bus.
لازم نیست دنبالم بیایی؛ من بههرحال با اتوبوس میروم.
نکتهٔ کاربردی
sowieso در زبان گفتاری بسیار رایج است؛ ohnehin مترادف نزدیکی است و میتواند کمی رسمیتر به نظر برسد.
