معنی ۱neutral · 90%
فقط به مقدار کم یا بهصورت پراکنده وجود داشتن
مثالهای طبیعی
Die verfügbaren Daten sind spärlich und erlauben keine sichere Prognose.
دادههای موجود اندکاند و امکان پیشبینی مطمئن را نمیدهند.
Auf dem trockenen Boden wächst nur spärliche Vegetation.
روی خاک خشک فقط پوشش گیاهی تنکی رشد میکند.
Das Zimmer war spärlich möbliert, aber sauber und hell.
اتاق کماثاث بود اما تمیز و روشن بود.
نکتهٔ کاربردی
spärlich بر کمبود مقدار یا تراکم کم تأکید دارد، در حالی که selten بیشتر به بسامد پایین مربوط است.
