معنی ۱neutral · 88%
نه دیرتر از زمان یا تاریخ مشخصشده؛ حداکثر تا
مثالهای طبیعی
Schicken Sie mir den Vertrag bitte spätestens bis Freitag.
لطفاً قرارداد را حداکثر تا جمعه برایم بفرستید.
Wir müssen spätestens um halb neun im Besprechungsraum sein.
باید حداکثر تا ساعت هشتونیم در اتاق جلسه باشیم.
Spätestens am Sonntag fahren wir zurück.
حداکثر تا یکشنبه برمیگردیم.
نکتهٔ کاربردی
spätestens به پرسش «آخرین زمان ممکن چیست؟» پاسخ میدهد. آن را با mindestens («حداقل») یا frühestens («زودتر از این نه») اشتباه نکن.
