معنی ۱neutral · 90%
لذت، سرگرمی یا چیزی که خوش میگذرد
مثالهای طبیعی
Die Party hat viel Spaß gemacht.
مهمانی خیلی خوش گذشت.
Das Spiel macht wirklich Spaß.
این بازی واقعاً سرگرمکننده است.
Viel Spaß im Urlaub!
در تعطیلات خوش بگذرد!
نکتهٔ کاربردی
Spaß machen یکی از رایجترین ترکیبها با این اسم است.
ترکیبهای رایج
Spaß machen — سرگرمکننده بودن

