معنی ۱neutral · 82%
آهسته و بدون مقصد مشخص راهرفتن.
مثالهای طبیعی
Nach dem Abendessen spazieren wir am Fluss entlang.
پس از شام در امتداد رودخانه قدم میزنیم.
Die Besucher spazierten langsam durch die Ausstellung.
بازدیدکنندگان آرام در نمایشگاه قدم زدند.
Möchtest du heute mit mir spazieren gehen?
امروز دوست داری با من قدم بزنی؟
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده است؛ معمولاً در ترکیب spazieren gehen میآید و در زمان کامل با sein صرف میشود.
درس کوتاه: spazieren
آهسته و بدون مقصد مشخص راهرفتن. این فعل باقاعده است؛ معمولاً در ترکیب spazieren gehen میآید و در زمان کامل با sein صرف میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «spazieren» مطابقت دارد؟
